ترفند زیبای هرمزان ایرانی برای نجات جانش

جلسه دعای این هفته در منزل جواد علیزاده برگزار گردید . ابتدا محمد ملتجی و عباس اکبری دعا را قرائت کردند و سپس حسین افسری مداحی  کرد و در ادامه جواد علیزاده به سوالات چند تن از دوستان حاضر در جلسه در خصوص نحوه آشنایی اش با جلسه دعا  پاسخ داد . 

جواد علیزاده میزبان جلسه

من در سال ۱۳۶۶ که در سازمان تبلیغات با سعید سهیلی همکاری هنری می کردیم ، با  مسجد و بروبچه های خوب آن آشنا شدم و با شهیدانی مثل شهید ضرابی که واقعا کاپیتان بود . هم در ورزش و هم در اخلاق با وقار و با متانت بود و  مسعود سهیلی که هنرمند ارزنده ای بود و قلمدست که هنوز خنده نمکینش در ذهنم هست و شکری و اکبری آشنا شدم .

محمد ملتجی سوال کرد که   با توجه به اینکه شما فیلمساز هستید و اخیرا در کشور ترکمنستان فیلمی را ساخته اید از وضع فیلمسازی در آن کشور برای ما بگویید .

علیزاده در این باره چنین گفت : من آخرین فیلمم را در ترکمنستان ساختم .در آنجا هنوز هم مثل گذشته قوانین و مقررات خشک شوروی حکمفرماست . اما هنر در این کشور بسیار در سطح بالایی است وخصوصا هنر بازیگری . آنها سالنهای تئاتر بسیار مجهزی دارند و همکاریشان با گروه ما خوب بود . ما در آنجا اجازه نداشتیم از کثیفی شهر فیلمبرداری کنیم . مثلا در جایی که مقداری خاک روی زمین ریخته بود ، به ما اجازه فیلمبرداری ندادند تا خاکها جمع شود و خیابان تمیز نمایش داده شود . یا در بازار سریع اتیکت قیمت اجناس را عوض کردند تا قیمت واقعی نباشد .

حمید سهیلی درباره اجرای تئاتر در جبهه پرسید و علیزاده گفت : در سال ۶۵ نمایشی را که نویسنده اش اردکانی بود به جبهه بردیم و قریب به دو ماه در آنجا اجرای برنامه داشتیم که خاطرات خوبی از آن در ذهنم مانده است و دوستان زیادی همراه من بودند .

 انصاری در خصوص نمایش آیینه درخاک سوال کرد و خاطره ای که از اجرای این نمایش در تهران دارد .  علیزاده با لبخند گفت : البته از آن نمایش خاطرات زیادی دارم . اما وقت ضبط تلویزیونی فیلم که برای طراحی صحنه آقای عبدالحمید قدیریان به مشهد آمده بود یادم هست که همیشه با شهید مسعود سهیلی گرم صحبت بود و شهید از او درباره طراحی صحنه سوال می کرد و نظر می داد . 

در ادامه علیرضا سهیلی طی سخنرانی کوتاهی گفت : البته من سالها در ترکمنستان حضور داشته ام و فیلم آقای علیزاده را هم دیدم . آنچه در بعد از دیدن فیلم به نظر هر تماشاگری می رسد این است که به به چه کشور زیبایی . ولی همه اش این نیست و آقای علیزاده هر چه زیبایی در آن کشور بوده تصویر کرده است .

او همچنین گفت : کشور ترکمنستان دارای هنر والایی است . مجسمه های زیبایی که در این کشور وجود دارد و برخی از آنان بسیار حجیم و بزرگ هستند ، نشان از عظمت هنر مجسمه سازی در این کشور است . کنسرت موسیقی باربد و نکیسا رودکی واقعا شکوهمند است . تئاتر در این کشور بسیار قوی است .

سهیلی در ادامه صحبت هفته گذشته اش درباره شخصیت مختارگفت : مختار خیلی تحت تاثیر کیان ایرانی بود . و در اصل نظر او را در انتقام خون امام حسین (ع) پیاده کرد .همانطور که می دانید و گفته ام ایرانی ها بعد از ازدواج شهربانو با امام حسین و حس خویشاوندی ایرانی ها با امام به اسلام و شیعه روی آوردند .

هرمزان یک سردار ایرانی بود که همزمان با رستم فرخزاد بود و بعد از سقوط مداین به شوشتر آمد و مبارزه کرد و در قلعه ای به مقاومت پرداخت و عاقبت خود را تسلیم کرد . هرمزان و چند ایرانی دیگر را دستگیر کرده و عمر دستور داد که یا مسلمان شوند یا همه را  گردن بزنند . هرمزان  با زور شمشیر قبول نکردکه مسلمان شود و او که بسیار هم زرنگ بود از عمر ظرف آبی خواست و به او گفت آیا مرا امان می دهی تا این آب را بنوشم . عمر او را تا نوشیدن ظرف آب امان داد . هرمزان که شخصیت عمر می شناخت و قول دادن او را باور داشت ، ظرف را بکناری گذاشت و آب را ننوشید و عمر هم بنا به قولی که به او داده بود ، وی را نکشت .هرمزان اشهدش را گفت و مسلمان شد . عمر علت را از او پرسید که چرا زیر تیغ شمشیر مسلمان نشده و حالا اشهد می گوید . هرمزان گفت : آن مسلمانی از سر زور و ترس بود ولی حالا با جان و دل مسلمان می شوم .

فیروز ایرانی یا همان ابولولو یک ایرانی غیر مسلمان بود که غلامی مغیره را می کرد . در انزمان غیر مسلمان در مدینه نبود ولی فیروز را بخاطر هنر آسیاب سازی اش اجازه ماندن در مدینه داده بودند . عمر از او خواست که برایش آسیابی بسازد و او گفت آسیابی برایت خواهم ساخت که تا عمر داری صدا کند . عمر از این حرف او بیمناک شد . فیروز در موقعیتی با خنجر به عمر حمله کرد و او و دوازده نفر دیگر را مجروح کرد که عمر و شش نفر کشته شدند و او خودش را هم مجروح کرد و به هرمزان پناه آورد . عبیداله عمر او و هرمزان را کشت و حضرت علی (ع) حکم داد که باید عبیداله بخاطر کشتن هرمزان که بی گناه بوده است محاکمه و قصاص شود . اما عثمان گفت دیروز پدر کشته شده و امروز صلاح نیست که پسر کشته شود .

در این جلسه افراد زیر حضور داشتند : 

 حسین اسماعیلزاده . حسین افسری . عباس اکبری .  علی بابامحمدزاده .  حسین رضادادی . حمید رضا سهیلی .علیرضا سهیلی .  جواد علیزاده .  حسن لاکی .  محمد ملتجی  . محمد وثوق. مهدی احراری . حسین انصاری .سبحان انصاری .احمد رعیت نژاد . سید محمود رضایی . رضا عارف نژاد . حسن کاظمیان .علی کریمی .

غایبین جلسه عبارت بودند از :

 علی وزیری . جواد وزیری . جواد مهجوری رضا فرهادی .  محمد رضا کتابی . محسن شاهمرادیزاده . احمد طاهونچی .محسن بصیری .حسین پیروزفرد . خلیل رجبیان .علی اقدسی . سعید بلوچزاده . اسماعیل تبریزی . رضا توانایی . اصغر تودرباری . اکبر چنارانی . فرشید چنارانی . رضا خاوری . محمد رضا رحمانی . فرهاد رضازاده کفاش . سید علی رضایی . حسین رمضانزاده .  ماشااله شاهمرادیزاده . احمد شهریاری . امیر صبوری . امید صبوری . رضا ضیاء اصغر پور . نیما ضیاء اصغر پور .حسین عصارزاده . مظفر علیزاده. علی اکبر فیوضی . علیرضا قدیری . سید جمال کلالی . حسین محمدی .مرتضی ملتجی .حسین ناصری . نیکو . سید احمد هاشم آبادی . حسین یوسف زاده .