گزارش هفتگي برگزاري دعا 16-8-91

 


دعاخوانان:محمد ملتجی،حسین و عباس اکبری مقدم

مداحان:حسن کاظمیان،حسین افسری

سخنرانان:حسن یوسفی،ماشاا... شاهمرادیزاده(مرشد)

برادر یوسفی در سخنان کوتاهی با اشاره به واقعه مهم غدیر که مقرر شده بود امام علی (ع) سکاندار هدایت مسلمانان پس از رسول بزرگوار را برعهده بگیرند، غدیر را فرازی از تاریخ اسلام بیان کرده و آنرا بعد از بعثت پیامبر اکرم(ص) مهمترین فراز تاریخ اسلام ذکر کرد. ایشان نیز گفتند صدها حدیث به نقل از رسول گرامی اسلام در وصف حضرت علی (ع) و اهل بیت مطرح است که یکی از آن احادیث، حدیث معروف کساء که بارها پیامبر فرمودند اهل بیت از من است و از جنس من است.



در خطبه غدیر نیز پیامبر می فرماید هر آنچه من آموختم به علی نیز آموختم و لذا من شهر علمم و علی درب آنست. باید گفت هر عقل سلیمی براحتی می تواند از این جریانات نتیجه گیری کند و بفهمد بعد از نبوت نبی مکرم اسلام، هدایت بشر توسط اولیا خدا و امامان معصوم قرار خواهد گرفت. ضمن اینکه روایتی از امام صادق (ع) است که می فرماید حقانیت اهل بیت در آخر الزمان به همه ثابت خواهد شد که حتی عروسهای حجله نشین نیز آنرا باور خواهند کرد. و بحمدالله در حال حاضر شاهد آن هستیم که یک انقلاب فرهنگی در کشورها در حال وقوع هست که امیدواریم به شناخت بهتر اهل بیت کمک کند.


در ادامه برادر بزرگوار مرشد قطعه شعری را که خود سروده بودند در وصف مولی علی (ع) برای حاضرین قرائت کردند.



ادامه نوشته

گزارش هفتگي برگزاري دعا 9-8-91 به میزبانی علی اقدسی

 

دعای توسل سه شنبه مورخ ۹/۸/۹۱ در مسجد مالک اشتر

 میزبان علی اقدسی خواه

وجود تابناک امام هادي (ع) ، روشني بخش جهان پر از ظلم و ستم و جهل و بي ايماني و مايه افتخار و مباهات دوستداران اهل بيت (ع) بود. وي رسالت امامان پيش از خود را به خوبي به انجام رسانيد.

در شب میلاد با سر سعادت امام علی نقی حضرت هادی (ع) دهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت و همچنین ایام دهه ولایت که مصادف است با اعیاد قربان و غدیر خم، دعای پرفیض توسل بر و بچه های مسجدمان در فضای معنوی و روحانی مسجد مالک اشتر که آکنده از عطر شهدای عزیزمان هست برگزار گردید.

دعا خوانان : عباس اکبری . عباسعلی ناظمی

مولودی خوان: برادر خمسه

سخنران: حجة الاسلام غفوری منش

 

امام هادي (ع) صبح روز پانزدهم ذيحجه سال 212 هجري به دنيا آمد. نخستين فرزند پيشواي نهم شيعيان در اطراف مدينه ، شهر نوراني پيامبر عظيم الشأن اسلام و در محلي به نام " صريا " ديده به جهان گشود.

نام شريف دهمين امام شيعيان حضرت امام هادي عليه السلام، علي است و مشهورترين القاب ايشان
"  نقي " و " هادي " مي باشد و کنيه اش ابوالحسن است.

پدر بزرگوار امام هادي، حضرت امام محمد تقي جواد الائمه (ع) و مادر بزرگوارش سمانه کنيزي با فضيلت و با تقوا بود.

با شهادت امام جواد (ع) در سال 220 هـ.ق، حضرت هادي در سن هشت يا شش سالگي به امامت رسيدند.

حضرت هادي 42 سال عمرکرد، اما دوران امامت 34 ساله ايشان نسبت به برخي ديگر از ائمه (عليهم السلام) طولاني‌تر است . امام جواد (ع) در زمان حيات خود بارها به امامت فرزندش تصريح فرموده بود.

همسر و فرزندان امام (ع)

حضرت هادي عليه السلام حدود هجده سالگي يعني تقريباً در سال 230 هـ. ق با زني به نام حديث يا سوسن ازدواج کرد  که ثمره اين ازدواج امام حسن عسکري عليه السلام است. فرزندان ديگر امام عبارتند از : حسين، محمد ،جعفر کذاب و دختري به نام عليّه يا عايشه.


شرايط اجتماعي ، سياسي دوره امام (ع)

 1-از بين رفتن عظمت خلافت عباسي : خلافت در دوره اموي و عباسي همواره زمامداران ، با شکوه و باهيبت داشت ، اما در اين دوره بر اثر نفوذ ترکان و بردگان در دستگاه خلافت ، عظمت آنان از بين رفت و خليفه عباسي عملاً تبديل به يک مقام تشريفاتي شده بود.

2-هوسراني درباريان : خلفاي عباسي عمده وقت خود را به خوشگذراني و ميگساري مي گذراندند و دربار غرق در گناه و فساد بود.

3-ظلم و ستم به مردم : غارت بيت المال و مصرف آن در عياشي ها و هوسراني ها به همراه ظلم و ستم ، مردم را ناراضي و شاکي مي کرد.

4-افزايش نهضت هاي علوي : دولت عباسي همواره تلاش مي کرد که باايجاد نفرت نسبت به علويان در جامعه ، آن ها را سرکوب کندو چون قدرت خود را متزلزل مي ديد از وقوع اين نهضت ها مي ترسيد.

انتقال امام هادي (ع) از مدينه به سامراء

عبدالله بن محمد هاشمي ، فرماندار وقت مدينه ، طي نامه هاي متوکل ، خليفه عباسي را از اقدامات سياسي امام نگران کرد و پايگاه اجتماعي امام را براي متوکل تشريح کرد.

متوکل عباسي براي اين که فعاليت هاي امام را زير نظر و تحت مراقبت شديد قرار دهد ، وي را از مدينه به سامرا منتقل کرد.

امام ، از نيت متوکل آگاه بود ولي چاره اي جز رفتن به سامرا نداشت ، در واقع نپذيرفتن دعوت متوکل باعث تحريک بيشتر وي مي‌شد و بهانه به دست او مي داد تا مشکلات بيشتري را براي حضرت فراهم آورد.

امام هادي (ع) در زندان متوکل

متوکل عباسي ، کينه شديدي از امام به دل داشت و هميشه در صدد آزار و اذيت آن حضرت بود. با آن که با  امام در سامرا مانند يک زنداني برخورد مي کرد ولي پس از احضار امام (ع) از مدينه به سامرا ، دستور داد که مدتي حضرت را زنداني کنند.

متوکل در آخرين روزهاي عمرش به پيشکار خود ، سعيد بن حاجب دستور دادتا امام را به قتل برساند.

مکتب هاي کلامي در زمان امام هادي (ع)

مکاتب متعدد به ويژه معتزله و اشاعره رواج يافته بود و نظريات کلامي فراوان در زمان امامت امام علي النقي (ع) جامعه اسلامي پديد آمده بود. مباحثي مانند جبر ، تفويض ، امکان يا عدم امکان رؤيت خدا،جسميت خدا . بنابراين امام (ع) مي بايست هدايت و رهبري فکري شيعيان را شدت مي بخشيد و آرا و نظريات مطرح شده را با استدلال هاي قاطع و محکم ، باطل مي نمود.

اکثر مناظرات امام ، پيرامون موضوعات کلامي بود و در نهايت ، برتري مباني اعتقادي شيعه ثابت مي شد. به عنوان مثال مي توان به نامه امام در پاسخ سؤال مردم اهواز درباره موضوع جبر و تفويض اشاره کردکه به موجب آن ، نظريه درست را که نه جبر است و نه تفويض ، به اثبات رسيد.

هم چنين گروه باطل و منحرف غلات در دوران امامت امام هادي (ع) فعال ،  با افکار پوچ و بي اساس بودند و خود را شيعه معرفي مي کردند. آنان در باره امام غلو مي کردند و گاهي خود را منصوب از طرف امام قلمداد مي کردند . بدين وسيله موجبات بدنامي شيعيان را فراهم مي آوردند. امام هادي (ع) از اين گروه تبري جسته و با آن مبارزه مي کرد.

 فضايل امام

امام هادي عليه السلام با توجه به شرايط مختلف مکاني و زماني، با استفاده از نفوذ معنوي و تأثير فوق‌العاده خويش صحنه هايي را براي اتمام حجت و تبيين حق و هدايت افراد به تماشا مي‌گذاشت.

تدبير و نگرش توحيدي و نحوه برخورد صحيح امام در زمان حکومت عباسيان موجب گرديد تا دقيق‌ترين معارف توحيدي و اعتقادي را به مسلمانان بشناساند.

پاسخ امام هادي عليه السلام به پرسش‌هاي گوناگون مردم ، احتجاجات آن حضرت در زمينه‌هاي
 مختلف و زيارت معروف به جامعه کبيره که معرفي و تبيين مقام رفيع امامان معصوم (عليهم السلام) است نيز از سخنان ارزشمندي است که از ايشان به يادگار مانده است.

از حضرت هادي (ع) همچون ساير امامان شيعه نمونه‌هاي فراواني از معجزات و کرامات ، مکارم اخلاق، استجابت دعاها ،کلمات و سخنان آموزنده و حيات‌بخش در موضوعات مختلف در تاريخ اسلام به ثبت رسيده است .

شاگردان مکتب امام (ع)

فضاي جامعه در عصر امام هادي (ع)پر از خفقان و وحشت بوده و قابل مقايسه با دوران امامت امام باقر و صادق (ع) نبود. اما حضرت درهمان شرايط نامساعد ، علاوه بر فعاليت هاي فرهنگي از طريق مناظره ، مکاتبه ، پاسخگويي به سؤالات و شبهات و توضيح بينش صحيح در مقابل مکاتب منحرف ، راويان و محدثان شيعه را تربيت کرد و علوم اسلامي را به آنان آموزش مي داد.

شيخ طوسي ، دانشمند جهان اسلام ، تعداد شاگردان آن حضرت را در زمينه هاي گوناگون علوم اسلامي 185 نفر مي داند.

در ميان شاگردان امام ، چهره هاي درخشان علمي مانند فضل بن شاذان ، حسين بن سعيد اهوازي و عبدالعظيم حسني به چشم مي خورد که برخي از آنان داراي تأليفات ارزشمند و آثار و خدمات علمي هستند که در کتب رجال عنوان شده است.

امام هادي و شيعيان ايشان در ايران

در قرن نخست اغلب شيعيان از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق (عليهما السلام)به بعد ، لقب" قمي" در آخر اسامي تعدادي از اصحاب ائمه به چشم مي خورد. اينان اشعري هاي عرب تباري بودند که در قم مي زيستند. در زمان امام هادي عليه السلام، قم مهمترين مرکز تجمع شيعيان ايران بود و روابط خوبي ميان شيعيان اين شهر و ائمه (ع) وجود داشت. شهر کاشان نيز تحت تأثير تعلميات شيعي قرار داشته و مردم اين شهر از بينش شيعي مردم قم پيروي مي کردند.

مردم قم ، هم چنين براي زيارت مرقد مطهر امام علي بن موسي الرضا (ع) به مشهد مسافرت مي کردند که امام هادي نيز آنها را در قبال اين عمل "مغفور لهم" وصف کرده اند.

 احاديث امام هادي (ع)

فروتنى‌ آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ چنان‌ كنى‌ كه‌ دوست‌ دارى‌ با تو چنان‌ باشند.

هر كس‌ از خدا بترسد ، مردم‌ از او بترسند ، و هر كه‌ خدا را اطاعت‌ كند ، از او اطاعت‌ كنند ، و هر كه‌ مطيع‌ آفريدگار باشد ، باكى‌ از خشم‌ آفريدگان‌ ندارد ،وهر كه‌ خالق‌ را به‌ خشم‌ آورد ، بايد يقين‌ كند كه‌ به‌ خشم‌ مخلوق‌ دچار مى‌شود.

شخص‌ شكرگزار ، به‌ سبب‌ شكر ، سعادتمندتر است‌ تا به‌ سبب‌ نعمتى‌ كه‌ باعث‌ شكر شده‌ است‌ ، زيرا نعمت‌ كالاى‌ دنياست‌ و شكرگزارى‌ ، نعمت‌ دنيا و آخرت‌ است‌ .

خداوند دنيا را سراى‌ امتحان‌ و آزمايش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سراى‌ رسيدگى‌ قرار داده‌ است‌ ، و بلاى‌ دنيا را وسيله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را عوض‌ بلاى‌ دنيا قرار داده‌ است‌.

نارضايتى‌ پدر و مادر ، كم‌ توانى‌ را به‌ دنبال‌ دارد و آدمى‌ را به‌ ذلت‌ مى‌كشاند.

مردم‌ در دنيا با اموالشان‌ و در آخرت‌ با اعمالشان‌ هستند.

شخصيت معنوي و موقعيت اجتماعي امام و مبارزه و عدم همکاري وي با خلفاي زمان ، براي آنان غير قابل تحمل بودو در نهايت تنها راه را خاموش نمودن نور خدا مي دانستند. بدين ترتيب امام نيز همانند پدران خويش با شهادت به سوي معبود شتافت. وي در شهر سامرا توسط" معتز" ، حاکم عباسي مسموم و به شهادت رسيد و در خانه خويش به خاک سپرده شد.

گزارش هفتگي برگزاري دعا دوم آبان 1391

 

دعای توسل سه شنبه 2/8/91.میزبان حسین افسریhttp://www.didebartar-print.com/images/1154.jpg

 بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

 در التهاب آهِ خودت آب می شوی

 می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

 هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد

 اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

 اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی

 وقتی برای خون خدا گریه می کنی

 آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

 با ناله های وا عطشا گریه می کنی

 با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟

 هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

 با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار

 هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی

در شام غریبان شهادت امام محمد باقر (ع) دعای پرفیض توسل به میزبانی برادر حسین افسری در مسجد مالک اشتر برگزار گردید.

دعاخوانان:محمد ملتجی،عباس و حسین اکبری

ذاکرین:حسن کاظمیان،حسین افسری

سخنران:علیرضا سهیلی

پس از مراسم دعا برادر علیرضا سهیلی نکات جالب توجهی را در قالب طنز بیان نمود و بنوعی واقعیت موضوع را مورد نقد قرار دادند. ایشان با اشاره به سخنرانان دعا آقایان دکتر عوامی،مظفر علیزاده، حجج اسلام نقی زاده و لزگی و یوسفی... که از توانایی بیان برخوردار بوده و دارای نفوذ کلام می باشند و عدم حضور این بزرگواران موجب می گردد جلسه دعا با خلا سخنران مواجه شود، آنجاست که از بنده حقیر دعوت می شود تا فقدان سخنران را بنوعی پر نمایم! این درحالیست که قبل از ایراد سخن ابتدا باید مطالعه لازم صورت گرفته و با زمینه قبلی مطالب ارائه گردد تا برای افراد حاضر مفید واقع شود. در هر حال به بنده امر نمودند و من نیز تیتر برخی از روزنامه ها و حکایتهای پند آموزی رو که در اختیار دارم خدمت عزیزان مطرح میکنم.

 تیترجراید:

- مرگ 138 شهروند مشهدی در 6 ماهه گذشته بر اثر استنشاق گاز.

- ساخت فیلم پروین اعتصامی توسط آقای صدر عاملی.

- طبخ نان سنگگ از زمان عهد ساسانیان براثر تجویز پزشک برای شاه ساسانی. این درحالیست که اختراع تنور توسط شیخ بهایی در عهد صفوی بدستور شاه عباس صورت گرفت.

- مرگ 26 دانش آموز در اثر سرعت زیاد اتوبوس که در قالب راهیان نور عازم مناطق جنگی بودند.(متاسفانه اینگونه حوادث دلخراش بصورت سریال در آمده و هر از چند گاهی تعدادی از نخبگان و جوانان این مرز و بوم جان خود را از دست داده و غم و اندوه را برای مردم و خانواده ها بدنبال دارد).

- فردی که قصد داشت درمسجدی از چابهار دست به عمل انتحاری بزند هنگام فرار منفجر گردید که در همین رابطه دو نفر در تعقیب وی بودند کشته شدند.

حکایات:

ثروت،موفقیت،عشق

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمایید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم آنها پرسیدند: آیا شوهرتان خانه است؟ زن گفت: نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته، آنها گفتند: پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می نمانیم. عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد. شوهرش به او گفت: برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمایید داخل. زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: ما با هم داخل نمی شویم. زن با تعجب پرسید: چرا؟ یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت: نام او ثروت است. و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت: نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم. زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر گفت: جه خوب، ثروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! ولی همسرش مخالفت کرد و گفت: چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟ فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید پیشنهاد کرد: بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود. مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.عشق بلند شد وثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند .زن با تعجب پرسید :شما چرا دیگر میاید؟ پیرمردها با هم گفتند :اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید بقیه نمی آمدند ولی هر جا که است ثروت و موفقیت هم هست.

بله ....با عشق که میتونید هر چیزیکه میخواهید به دست بیارید.

صحبت های حقیقت و دروغ

روزی دروغ به حقیقت گفت :میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم،حقیقت ساده لوح پذیرفت وگول خورد .آن دو با هم به کنار ساحل رفتند،وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیله گر لبا سهای او را پو شید ورفت.از ان روز حقیقت همیشه عریان  و زشت است ،اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود .

نژاد پرست

این شعر کاندید شعر سال 2005  اثر یک پسر سیاه پوست .وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم وقتی بزرگتر شدم باز هم سیاه بودم وقتی جلو آفتاب میرم بازم سیاهم وقتی میترسم هم سیاهم وقتی سردمه بازم سیاهم وقتی مریضم باز هم سیاهم وقتی هم بمیرم بازسیاه خواهم بود ...

تو ای دوست سفید من! وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی وقتی بزرگتر شدی سفید شدی وقتی جلو آفتاب میری قرمز میشی وقتی میترسی زرد میشی وقتی مریضی میشی سبز میشی وقتی میمیری خاکستری میشی و تو به من میگی رنگین پوست ؟؟؟

فرعون

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او دادو گفت :اگر تو خدا هستی این خوشه انگور را به طلا کن . فرعون یک روز از او فر صت گرفت .شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش رابه صدا در آورد فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید شیطان وارد شد . شیطان گفت:خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست .سپس وردی بر خوشه انگور خواند خوشه انگور طلا شد. بعد خطاب به فرعون گفت:من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی ؟ پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت :چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟ شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید .

پدر

مرد در حال تمیز کردن اتومبیل بود که متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط میاندازد .مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد ،بدون ا ینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود ،در بیمارستان کودک انگشتان دستش را از دست داد .کودک پرسید : پدر انگشتان من کی رشد می کنند؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید ،به سمت ماشین برگشت وشروع کرد به لگد مال کردن ماشین و چشمش به خراشیدگی که کودک کرده بود خورد که نوشته بود:

دوستت دارم پدر...!   

در نهایت مراسم با دعای همیشگی به پایان رسید و دعای توسل هفته بعد در مسجد مالک اشتر به میزبانی علی اقدس اعلام گردید.