یک عکس ، هزاران خاطره

از راست به چپ ایستاده : رضا مجتبوی . حمیدرضا سهیلی. مسعود شبستری
نشسته : محمود شبستری . مرحوم رضا ثابتی. سعید سهیلی . شهید مسعود سهیلی. علی محمدزاده
سالهای اولیه دهه پنجاه ، در محله مان در میلان هشتم خورشید ،هیئتی داشتیم که اسمش را گذاشته بودیم : هیئت جوانان ابوالفضلی .
دهه محرم و صفر مجلس روضه خوانی و سینه زنی در منزل مرحوم حاج عباس سهیلی برقرار بود و در بقیه سال ، هفته ای یکبار دور هم جمع می شدیم و دوره قرآن برگزار می کردیم . معلم قرآنمان ابتدا شخصی بنام جواهری بود که بعد جایش را به یکی از بچه های دوره بنام ( رضا ثابتی ) داد ، که هم صدای خوبی داشت و قرآن را خوب تلاوت می کرد و هم درس تجوید می دانست . هر سال بچه هایی که خوب قرآن را یاد می گرفتند و خوب تلاوت قرآن می کردند ، تشویق می شدند و از آنجا که سرپرست هیئت مردی ورزشکار بنام ( محمد ترشیزی) بود ، جوایز ما معمولا کاپ قهرمانی ، شبیه به کاپ های ورزشکاران بود .
این عکس در روز دریافت این کاپ ها گرفته شده است .
رضا مجتبوی در حال حاضر بازنشسته شده وذاکر اهل بیت و قاری قرآن است .
حمیدرضا سهیلی به جرگه هنرمندان پیوسته و نویسنده و کارگردان تئاتر است و قصه می نویسد.
محمود شبستری دکتر حاذقی شده و در حالیکه یکی از بهترین متخصصان قلب و عروق می باشد ، ریاست دانشکده پزشکی مشهد را عهده دار است .
رضا ثابتی در همان جوانی درگذشت که خدایش بیامرزد .
سعید سهیلی ، یکی از کارگردانهای پرکار و بنام سینما شده است که آثار خوبی همچون مردی شبیه باران ، مردی از جنس بلور و سهراب و .... ساخته است و آخرین کارش نیز فیلم گشت ارشاد می باشد .
مسعود شبستری دکتر شده و متخصص گوش و حلق و بینی است و در حال حاضر مقیم آلمان می باشد .
مسعود سهیلی هم در ابتدای ورودش به دانشگاه در سال ۱۳۶۵ ، در دانشگاه دیگری بنام جبهه حضور یافت و به اخذ درجه و مقام والای شهادت نائل آمد .روحش شاد باد .